خرید بک لینک
بی حوصله و بی توجه به کاری که دوستش ندارم، در حالی که روی میز چنبره زده بودم و مثل یک حیوان رام افسارم را داده بودم دست موبایل و یونجه‌هایی که چند ساعت قبل بلعیده بودم را نشخوار میکردم، چشمم به یک عکس خورد. معلق شدم. انگار که با سرعت دویست کیلومتر بر ساعت در یک جاده‌ی صاف بیابانی بتازی و یکهو جاده تمام شود به یک دره و درست در آن چند ثانیه‌ی پیش از تکه تکه شدنت به این فکر کنی که اصلا یادت نیست تا اینجای راه را چطور آمده‌ای! عکس برای یک خبر ساده و نه چندان مهم بود‌:«سقوط یکی از درختان خیابان ولیعص

برچسب: نویسنده: باران مهدوی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 15:50

صفحه بندی